20 فروردين 1399

مواعظ و درس اخلاق جایگزین خطبه های نماز جمعه شهرستان چالوس _ مورخ : 9 / 12 / 1398

مواعظ و درس اخلاق جایگزین خطبه های نماز جمعه شهرستان چالوس

مورخ : 9 / 12 / 1398

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرّحیم

 

قال الحکیم فی کتابه العظیم :

« کُلُّ نَفسٍ بَما کَسَبَت رَهیــــــــــنَة »

 

هر انسانی در گرو و رهن اعمال خودش هست که در طول عمرش فراهم کرده .

 

مگر آنهایی که پرونده ی اعمالشان را به دست راستشان می دهند .

 

 

   انسان بی تقوا خودش را بدهکار خدا می سازد ، با گناهانی که مرتکب می شود ، مدیون الطاف الهی می شود .

همانطور که از بدهکار تضمین و رهن می گیرند تا ملزم به پرداخت دین شود ، در دیون الهی نیز اینطور است ، فرد به ازای گناهانش اگر در زمان حیاتش نتواند ضمانت لازم را بپردازد ، رها نخواهد شد ، اینجا باید فک رهن بشود ، پیامبر اکرم در روزهای آخر ماه شعبان فرمودند :

« إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَةٌ بِذَنبِکُم فَفَکّوها بِالإستِغفار »

 

« قرَّةَ عَینهِ فیما لا یَزول و زَهادتِهِ فیما لا یَبقی »

 

چشم روشنی متقیان در چیزهایی است که زوال و فنا ندارد و زهد و بی رغبتیشان در اموری است که بقاء و دوامی برایشان نیست .

 

   کلمه « قُرَّةَ عَینٍ » یک بار آمده ، آن هم در جریان به نیل انداختن صندوقی که حضرت موسی در آن قرار داشت ، توسط مادر و گرفته شدن صندوق توسط فرعون که همسر فرعون آسیه به فرعون گفته بود :

« و قالَت إمرأتُ قُرَّتَ عَینٍ لی و لَکَ لا تَقتُلوهُ عَسی أن یَنفَعَنا أو نَتَّخِذَهُ وَلَداً »

سوره قصص / آیه 9

 

همسر فرعون چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند ، گفت :

نور چشم من و توست او را نکشید، شاید برای ما مفید باشد ، یا او را بعنوان فرزند برگزینیم .

 

و دوبار کلمه « قرّة أعینٍ »

یکی در رابطه با درخواست و تقاضای بندگان مقرّب خداوند است که آنها مرتّب از خداوند ، همسر و فرزندان صالح که مؤجب چشم روشنی آنها باشد را مسألت می کنند .

 

« ربَّنا هَب لَنا مِن أزواجِنا و ذُرِّیاتِنا قُرَّةَ أعیُنٍ »

سوره فرقان / آیه 7

 

پروردگارا از فرزندان و همسران ما کسی را که مایه چشم روشنی ما باشند ، قرار ده .

 

 

و در « سوره سجده آیه  17 » راجع به نماز شب خوانها است که خداوند می فرماید :

 

« فلا تَعلمُ نَفسٌ ما أُخفِیَ لَهُم مِن قُرَّةَ أعیُنٍ جَزاءٌ بِما کانوا یَعمَلونَ »

 

هیچ کس نمیداند برای شب زنده دارات چه مایه سرور و ابتهاجی را آماده کرده ام .

 

 

   « قُرَّةَ أعیُن » را برای جایی و چیزی که مؤجب خوشنودی و سرور می شود استفاده می کنند ، از آنجایی که فرزند سرمایه زندگی و عامل مسرت و سرور والدین است به او « قُرَّةَ أَعیُن » گفته می شود ، چون آسیه و فرعون هم فرزند دار نمی شدند ، آسیه موسی علیه السلام را بعنوان فرزند خوانده ، مؤجب رونق زندگی و روح و آرامش خود فرض کرد .

نماز شب نیز چون در قیامت باعث بهجت و خوشحالی و سرور صاحبش یعنی انسان شب زنده دار خواهد شد  به آن « قرّة أعین » می گویند .

 

   در مجموع از این جمله استفاده می شود ، پرهیزگاران در امورات آرامش دهنده و باقی و فنا ناپذیر وقتی توجه می کنند یا دل می بندند ، آرامش پیدا می کنند و از امورات فانی و فناپذیر که دوام و بقایی ندارد ، بشدّت بی میل و بی رغبتند .

 

 

1 : آنچه که زوال ندارد ، ذات پروردگار عالم است .

« کلُّ شیء هالِکٌ إلّا وَجهَه »

   هر چیزی در این عالم زوال می پذیرد ، جز حقیقت محبوب که ماندنی هست ، و خداوند را برای خودش می خواهند ، نه برای ثواب و بهشتش ، او را عبادت می کنند چون شایسته و اهل عبادت است .

 

2 : کمالات نفسانی و صفات برجسته انسانی و الهی ، حکمت ، علم نافع ، ویژگیهای ممتاز خلاقی .

   اعمال صالحی که هر کدامشان سعادت دائمی انسان را رقم می زند و لذت ابدی را بدنبال دارند ، نه خوشی و لذّت زودگذر و آنی یا مقطعی .

 

 

3 : نعمتهای همیشگی بهشتی که زوال ناپذیرند .

   لذا متقیان و مؤمنان انسانهای بلند نظر و بلند همّتند ، هیچ گاه خودشان را به ارزان نمی فروشند ، هرگز در مقابل یک چشمک و ناز و خنده و وعده ، خلع صلاح از ایمان نمی شوند و سپر نمی اندازند و اختیار از دست نمی دهند .

آنهایی که فریفته امور ظاهری می شوند و باقی را در مقابل فانی عوش می کنند ، در واقع قیمت خود را نمی دانند و از نرخ بازار ارزشها بی خبر و غافلند .

پرهیزگاران اگر دل به چیزی می بندند واقعاً شایسته دل بستن می باشد ، اگر عاشق چیزی می شوند ، سزاوار حقیقی است ، عاشق و دلبسته چیزی می شوند که آنها را هم قیمتی می کنند ، نه آنکه انسان را از ارزش بیندازد .

امورات فانی قیمت انسان را هم تنزّل می دهد . ای کاش انسانها به اندازه جنس و کالایی که می خریدند در دل بستن ها و دوست داشتنها ، وسواس و حوصله بخرج می دهند ، نسبت به امور معنوی و عشق روحانی و نفسانی خود نیز قدری وسواس می داشتندو آن قدر کوچه بازاری و حراج شده و چشم بسته معامله نمی کردند ، دل نمیدادند و دلبسته نمی شدند .

 

 

خداوند به حضرت موسی خطاب می فرماید :

« یا موسی لا تَرکَن إلی الدُّنیا رکونَ الظالِمینَ وَ رکونَ مَن إتَّخَذَ اُمّاً و أباً »

   ای موسی همچون ستمگران و همانند کسانی که دنیا را به منزله پدر و مادر می شمارند به آن دل نبندند .

 و یا حضرت آدم علیه السلام به فرزندش شیث خطاب کرد :

« لا ترکُنوا الی الدّنیا الفانِیَة ، فَإنّی رَکَنتُ إلی الجَنَّةِ البــــــــــاقِیَة وَ اُخرِجتُ مِنها »

به دنیای فانی تکیه نکن ، چرا که من به بهشت باقی تکیه کردم و من را از آن بیرون انداختند .

 

« فقط باید به خداوند متعال و باقیِ واقعی تکیه کرد و دل بست » .

e-max.it: your social media marketing partner

 

 

 

 

 

 

محبوب ترین اخبار

اوقات شرعی

آخرین مطالب