02 ارديبهشت 1398

گزارشی از خلاصه خطبه های نماز جمعه شهرستان چالوس مورخ 5/11/97

 

 

به نام خدا

گزارشی از خلاصه خطبه های نماز جمعه شهرستان چالوس مورخ 5/11/97

خطبه اول:

قال علی علیه السلام:ان المجاهد نفسه علی طاعه الله و عن معاصیه عندالله سبحانه بمنزله الشهید .

علی (ع) فرمودند:کسی که در راه خدا فرمانبرداری از خداوند و دوری از نافرمانی حضرت حق با نفس خود مبارزه کند، نزد خدای سبحان جایگاه و مقام شهید را دارد.

یکی از راه های خود سازی تمرین کارهای خوب و شایسته و دوری از کارهای ناشایست است.انسان بخیل با سختی هم که است انفاق نماید و انسان متکبر با سختی تواضع نماید.

(منطقهم الصواب): اولین ویژگی بارز تقواپیشگان را امیرالمونین(ع) میفرماید:سخن حق و صحیح گفتن است،از روی راستی و درستی و مطابق با خشنودی و رضای خدا و رسول حرف می زنند،آنها نه مُفرِطا نه مُفَرطا ، نه آنجا که سزاوار سخن نیست حرف میزنند و نه آنجایی موضع و مناسب حرف زدن و فریاد کشیدن است سکوت   می کنند و مهر خاموشی بر لب می زنند،افراط و تفریط هم ندارند، سخن گفتنشان دور از اشتباه است، غالبا تصمیمات به جا و به موقع در حرف زدن و اعلان موضع دارند، روی برهان و حساب و موازین اقدام به سخن میکنند، از سخنان لغو و بیهوده اجتناب دارند، ممکن است برای ما این سوال پیش آمده باشد آیا ائمه اطهار و دین سفارش بیشتر به تکلم و سخن گفتن فرمودندیا سکوت و خاموشی و حرف نزدن بهتر است؟دقیقا همین مطلب را شخصی از زین العابدین علیه السلام سوال کرد، سئل علی بن الحسین (ع)عن الکلام و السکوت ایهما افضل،فقال (ع)لکل واحد منهما آفات فاذا سلما من آفات فالکلام افضل من السکوت ، یابن رسول الله سخن گفتن برتر است یا سکوت کردن؟حضرت فرمود: برای هر کدام از گفتار و سکوت آفتها و آسیب هایی وجود دارد، هر کدام که از خطر و آسیب در امنیت بیشتر باشد،آن یکی افضل و ارزشمندتر است.یعنی هم حرف زدن آفت و خسارت و ضرر دارد و هم سکوت خسارت بار است، اگر در جایی قرارداری که باید حرف بزنی آنجا حرف زدن هم مرضی پروردگار است و منافع مومنین و جامعه اسلامی را تامین میکند سکوت چه بساء خیانت و ظلم محض می باشد، اگر در جایی قرار گرفتیم که سکوت مطابق با مصلحت و خیر و حق است باید خموش ماند و دم بر نیاورد اما در مجموع خیر و برکات سخن گفتن بیشتر از حرف نزدن است، چرا که آثار و برکات سخن گفتن آنچه مشهود است، بسیار فراوان تر از خاموشی است، اگر سخن گفتن فضیلت نبود خداوند وسیله و ابزار بعثت و رسالت انبیاء خود و قدرت اوصیاء را در تکلم و بیان قرار نمی دارد، موسی پیامبر به خداوند عرضه میدارد خدایا برادرم هارون را به همراه من بفرست( و اخی هارون  هو افصح منی لسانا فارسله معی ردا یصدقنی )خدایا برادرم هارون زبانش از من فصیح تر  و روانتر و بلیغتر است، او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند، اگر کلام نبود شاگردی پروریده نمی شد و انسانی به درستی تربیت نمی شد و راه رشد و کمال را به شایستگی طی نمی کرد، اگر کلام نبود قرآن فهمیده نمی شد اگر کلام و بیان نبود از ارشاد و هدایت بشر خبری نمی بود.اگر سخن نبود استحقاق بهشت و پاداش محقق نمی گشت، آغاز ولایت الهی با سخن بوده است،نطق و بیان اصلا یکی از نعمت های بزرگ الهی و امتیازات انسانها بر سایر مخلوقات است.

«الرحمن علم القران خلق الانسان علمه البیان » خداوند رحمان قدرت بیان و تکلم را به انسان عطا کرد چنانچه خلقت انسان از ناحیه اوست یعنی چطور آفرینش و وجودمان از الطاف الهی بود بدون اینکه طلبکار خدا باشیم خلقمان کرد ، سخن گفتن ما هم لطف و عنایت حضرت حق بوده است ، هر چند ما معمولا می گوئیم حرف زدن آسان است ولی عمل کردن سخت و دشوار این سخن از یک حیث درست است ولی واقعا اینطور نیست که حرف زدن آسان باشد،چون ما عادت کرده ایم اینطور است تصور می کنیم سخن گفتن آسان تر است،شما تصور کنید میان هزاران لغت و واژه ها هنگام تکلم شما می بایست یک و یا چند کلمه و واژه را انتخاب کنید،با گفتن چند جمله زبان باید مثل فرفره در دهان بچرخد،گاهی 100 نوع چرخش برای 100 نوع آهنگ ایجاد میشود.علاوه بر نیرویی همچون فکر و مغز بر تکلم کاملا نظارت دارد در حالیکه برای سایر موجودات اینطور نیست که آموزش جزیی دیده اند مثل طوطی فقط چند کلمه را تمرین نموده اند پس سخن یک نوع کرامت الهی و لطف خاص پروردگار بر بندگان است ،در نهایت امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:تفاوت میان کلام و سکوت همانند فرق میان خورشید و ماه است ، شهادتین به واسطه زبان صورت میگیرد و انسانی را پاک و از زمینی بودن آسمانی میکند،اصلاح ذات البین به واسطه زبان صورت میگیرد، امر به معروف و نهی از منکر، نیز به واسطه زبان است.

خطبه دوم :

قال الصادق (ع) :

شکر النعمه اجتناب المحارم

از امام صادق (ع) نقل شده که آن حضرت فرمودند : شکر نعمت واقعی خداوند اجتناب و پرهیز از گناهان و معاصی است .

بیان مناسبت ها :

به چهل سالگی انقلاب اسلامی نزدیک می شویم و بحمدالله در ماه بسیار عزیز و زیبا و پر خاطره  پیروزی انقلاب یعنی بهمن وارد شدیم در ادبیات بسیاری از ملتها خصوصا مردم بزرگ ایران 40 سالگی نمادی از کمال و پختگی و پایداری و تثبیت است ، همانطوری که یک انسان در چهل سالگی بحرانهای فراوان و بیشماری را پشت سر می گذارد ، انقلاب اسلامی ما نیز خدا را شکر از بسیاری از بحرانهای دشوار و نفس گیر عبور کرده و به دوران و سن پختگی نزدیک شده است ، همانطوری که در چهل سالکی یک فرد فرازو نشیب های زیاد زندگی را تجریه نموده انقلاب اسلامی نیز طی این 40 سال همه اش در فرازو نشیب بوده ، ترورهای دهه شصت ، هشت سال دوران طلایی دفاع مقدس ،علمی ، صنعتی ، فناوری ، هسته ای ، نانو ، دارویی و پزشکی ،انقلاب اسلامی در بسیاری از اهداف و آرمانهای خود توفیقات قابل توجهی داشته علیرغم همه ی مشکلاتی که برایش بوجود آورده اند و با وجود بی مسئولیتی ها و عدم تدبیر مسئولان و مدیران نظام در ساماندهی امور در ادوار انقلاب ، شدت و ضعف هایی که در این زمینه داشته و دارد و نمونه اش چالش اقتصادی بسیار بد کشورمان که اصلا نمی شود به هیج  عنوانی بی تدبیریها را توجیه کرد و رفوکاری نمود ، جفایی بس بزرگ در حق ملتی بزرگ چون مردم با غیرت و با وفای ایران اسلامی ، لذا اصول و قواعد انقلاب همان اصول اولیه است ، گرانی و تورم ربطی به انقلاب ندارد ، علتّش نحوه مدیریت و سیاست گذاری اجرایی است ، برخیها می خواهند با یک ترفند خاصی این گونه نقد ها را نیز نقد بر انقلاب تلقی کنند و بگویند منتقدان با نقد مسائل اقتصادی  ناکارآمدی انقلاب را ترویج می کنند که این نوعی فرار از پاسخگویی است البته شکی نیست دشمنان از این مشکلات اقتصادی حاصل از سوء تدبیر و اجراء غلط مسئولان در جهت تخریب نظام بهره و سودجویی را می کنند سه برابر شدن نقدینگی در این چند سال اخیر یکی از عمده ترین مشکلات اقتصادی کشور است راه حلش نیز سوق دادن نقدینگی به سمت تولید ، و اشتغال ، صنعت ، مسکن و امور کشاورزی است شما ببینید همینکه در این آشفته بازار اعلام می کنند میوه شب عید ذخیره سازی می شود مرغ و گوشت شب عید ذخیره می گردد  خود به خود التهاب و افزایش قیمتها را بدنبال دارد و گوشت 60 تومانی به ، 70 ، 80 و صد تومان می رسد ، قاچاق گوسفند و قاچاق و ذبح دام  مولد  و زاینده خطر جدی است که مسئولین هنوز عمق فاجعه را بدست نیاوردند .

ششم بهمن روز دفاع مردم آمل بلکه مازندران از انقلاب و اسلام عزیز را گرامی می داریم و به ارواح طیبه شهدای آن حماسه پر افتخار درود و صلوات می فرستیم  ، حادثه و جریان خطرناک منافقین و معاندین انقلاب و امت حزب الله ، در زمان و شرایطی رخ داد که کشور عزیز ما از یک سو درگیر جبهه های جنوب و از سوی دیگر نبرد سخت در منطقه کردستان  و گروههای وحشی غرب بود و ازسوی دیگر استانهای مازندران و گیلان جزء استانهایی بودند که بیشترین اعزام نیرو های مردمی را به جبهه حق علیه باطل را به خود اختصاص داد به لحاظ  و مقیاس جمعیتی که داشت بدخواهان و معاندان برای آنکه نیرو های جوان  و سلحشور و جان بر کف  انقلاب را متوقف و مشغول به جنگ داخلی و استانی نمایند قصد باز کردن جبهه سوم  و اضافه کردن بر مشکلات کشور را داشتند تا رزمندگان جبهه های جنوب و غرب را رها نمایند تا فشار در آن عرصه و میدان جهاد مهم را که دنیای استکبار همه قدرتش را  در آنجا متمرکز کرده بود کمتر کند و مرز های غرب و جنوب ایران اسلامی به روی متجاوزان بیگانه باز و کشور در معرض خطر جدی و نظام رو به سقوط برود  و از طرفی تصور کرده بودند  شهرستان آمل به جهت ساختار طایفه ای که دارند و شهری کاملا طایفه ای می باشد می توانند از این طریق برای سیتره و تسخیر خود نسبت به شهر آمل بهره بگیرند ، غافل از آنکه مردم آمل با همه تکثّر و تعدد طوایف و قبایلش نه تنها هیچ اختلافی با هم ندارند بلکه همچون ید واحده در برابر فتنه بزرگ آنان ایستادند و مقاومت کردند بطوری که اجازه ندادند فتنه تا شب ادامه پیدا کند از صبح که شروع شد تا 2 بعد ظهر طومار فتنه را در هم پیچیدند و در تاریخ حماسه شان ثبت گردید .

 

e-max.it: your social media marketing partner

 

 

 

 

 

 

محبوب ترین اخبار

اوقات شرعی

آخرین مطالب