01 تیر 1397

فلاح و خسران بشر از منظر قرآن

 

 

فهرست مطالب

چکیده2

مقدمه3

تعریف و تبیین. 4

ضرورت و اهمیت.. 4

اهداف و فواید بحث.. 4

سوال اصلی. 5

سوال های فرعی. 5

فلاح و رستگاری. 6

عوامل فلاح و رستگارى در قرآن. 8

نشانه های رستگاران در دنیا15

خسران و مفهوم آن. 16

انواع خسران. 17

عوامل خسران. 17

ویژگی‌های زیانکاران. 21

عوامل مصونیت یابی از خسران. 22

نتیجه بحث.. 23

منابع و ماخذ24

 

 

 

 

 

 

 

 

فلاح و خسران بشر از منظر قران

 

چکیده

موضوع این مقاله فلاح و خسران بشر از منظر قرآن می باشد. در این تحقیق با توجه به اینکه موضوع فلاح و رستگاری و همچنین خسران از موضوعات مهم قرآنی و همچنین اخلاقی و معارفی می باشد و گستره بحث آن وسیع می باشد لذا بر آن شدم  که به برخی از این گستره اشاره نمایم.

برای به نتیجه رسیدن بهتر لازم بود که تعریف لغوی و اصطلاحی فلاح و خسران مشخص شود و پس از آن به عواملی که باعث رستگاری و فلاح انسان می شود اشاره نمایم و همچنین عواملی که سبب خسران انسان می شود اشاره و تعریف و توضیح این عواملی پرداخته ام.

برای انجام این تحقیق از منابع مختلفی استفاده کرده ام و با توجه به اینکه موضوع تحقیق موضوع قرآنی بوده است بیشتر منابع با نگاه قرآنی و خود قرآن شریف و تفاسیر مفسران در این موضوع بوده است و همچنین با توجه به تناسب موضوع از منابع دیگری مانند نهج البلاغه بهره مند شده ام.

روش تحقیق در این مقاله توصیفی و تحلیلی بوده و روش جمع آوری مطالب کتابخانه ای و مراجعه به برخی از سایت ها بوده است.

و در پایان به این نتیجه رسیدم که انسان اگر بخواهد به فلاح و رستگاری دست پیدا کند و از خسران و زیانکاری به دور باشد بایستی از عواملی که خداوند در قرآن کریم اشاره فرموده است بهره مند شود.

کلید واژه ها:

فلاح، خسران، رستگاری، زیانکاری، ضرر، قرآن، بشر


 

مقدمه

رستگاری و خسران از موضوعات مهم در قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) است. خداوند متعال انسان را برای رسیدن به کمال حقیقی و رستگاری آفریده است و راههای کسب سعادت و رستگاری و عوامل خسران را نیز بیان فرموده است. در نگاه قرآن فلاح و رستگاری انسان تنها در سایه قرب به خدا و نیل به مقام عبودیت تحقق می یابد؛ یعنی اینکه انسان می تواند با نیرو و اختیار خود بر هواهای نفسانی و شیطانی غلبه کند و با تربیت نفس، خود را به کمال الهی برساند. رستگاری به معنای رهیدن از خود و رسیدن به خداست.

خداوند متعال از آغاز آفرینش انسان دو راه را برای بشر مشخص فرموده است که یک راه به سعادت و فلاح و رستگاری و راه دیگر به خسران کشیده خواهد شد و این انسان است که خود راه را انتخاب می کند یا راه نور یا راه تاریکی و پروردگار عالم ازآنجا که انسان را ویژه خلق کرده علاوه بر هدایت عامه، با هدایت تکوینی (فطری)"فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم."(روم/30)

"پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدای تغییرناپذیر نیست، این همان دین پایداراست"

و هدایت تشریعی"انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا"(دهر/3)

"ما راه را بدو نمودیم؛ یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار"

راههای سعادت و فلاح و رستگاری را بیان فرموده است و همنیطور عوامل رستگاری و خسران از سوی خداوند متعال بیان شده است و این انسان است که از این عوامل بهره مند شده و خود را به فلاح و رستگاری می رساند و یا با عدم توجه به عوامل، خود را در گرداب خسران غوطه ور می کند

 

تعریف و تبیین

موضوع فلاح و خسران از موضوعاتی است که در معارف دینی و آیات و روایات در خصوص آن مطالب فراوانی وجود دارد و با عنایت به اینکه خداوند متعال انسان را برای سعادت ورستگاری خلق کرده است و راههای کسب سعادت و فلاح و رستگاری را نیز بیان فرموده و همچنین عواملی که باعث خسران و زیانکاری می شود در قرآن کریم و معارف اسلامی بیان شده است لازم است که عوامل مذکور شناسایی شود تا انسان بتواند با بهره مندی از عوامل فلاح و رستگاری خود را در گروه رستگاران قرار دهد.

 

ضرورت و اهمیت

خداوند متعال انسان را برای رسیدن به مقام بالایی دست پیدا کند و انسان با توجه به اینکه خداوند او را از دیگر موجودات خاص خلق کرده است و انسان برای زندگی زود گذر چند روزه خلق نشده است بلکه برای این خلق شده که با مقابله با هوا و هوس و شیطان درون و بیرون خود را به قله رفیع برساند. مهم آن است که انسان بتواند راههای رسیدن به این قله را بدست آورد و عواملی که سبب فلاح و رستگاری انسان می شود را شناسایی کند و با عواملی که سبب خسران و زیان می شود مقابله کند. اگر انسان بتواند عوامل را شناسایی و بهره گیری نماید قطعا به فلاح و رستگاری و سعادت دست پیدا خواهد کرد.

 

اهداف و فواید بحث

این بحث دارای اهداف و فواید فراوانی است از جمله:

1-    شناخت و بیان عوامل فلاح و رستگاری

2-    شناخت و شناسایی و بیان عوامل خسران و زیان

3-    شناسایی رستگاران دنیایی

4-    راههای رسیدن به فلاح و رستگاری

5-    شناسایی زیانکاران

6-    شناسایی عوامل مصونیت از خسران و زیان

 

سوال اصلی

عوامل فلاح و خسران بشر از منظر قرآن چیست؟

سوال های فرعی

1-    فلاح و خسران به چه معنایی است؟

2-    خسران به چه معنایی است؟

3-    رستگاران چه علامت هایی دارند؟

4-    عواملی که سبب زیانکاری انسان می شود چیست؟

5-    راههای مصونیت از خسران کدام است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فلاح و رستگاری

فلاح از ماده”فلح” دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است، این کلمه در لغت به معنای شکافتن و عبور کردن از محیط تاریک و دریدن حجاب و در اصطلاح به معنای نجات و رستگاری، صلاح حال، نیک انجامی ، سعادت و رستن از ضررها و ناتوانیها و آسیبها می باشد.

راغب اصفهانی در مفردات آورده است:"افلح" از ماده "فلح و فلاح" در اصل به معناى شکافتن و بریدن است. سپس به هر نوع پیروزى و رسیدن به مقصد و خوش‌بختى اطلاق شده است.[1]

نبایستی از این نکته غافل شد که  فلاح و رستگارى معناى وسیعى دارد؛ به این معنا که شامل  پیروزی‌هاى مادى و معنوى می شود.

فلاح و رستگاری دنیوى به این معناست که انسان آزاد و سربلند، عزیز و بى‌نیاز زندگى کند، و مسلم است که این گونه زندگی کردن جز در سایه ایمان امکان پذیر نیست، و فلاح و رستگارى آخروی این است که انسان درکمال عزت و سربلندی در جوار رحمت پروردگار، در میان نعمت‌هاى جاویدان، در کنار دوستان شایسته و پاک، قرار داشته باشد.

برای اینکه انسان دارای فلاح و رستگاری دنیوی شود نیاز به عواملی از جمله بقا، غنا و عزت و جهت فلاح و رستگاری اخروی به عواملی چون بقای بدون فنا یعنی دائمی، بی نیازی بدون فقر، عزت و عزیز بدون ذلت و خاری و همچنین علم و آگاهی بدون جهل و نادانی نیازدارد؛ که راغب اصفهانی در «مفردات» به این موارد اشاره کرده است؛ ایشان می نویسد: "فلاح دنیوى در سه چیز خلاصه مى‏‌شود: بقاء، غنا و عزت،" و فلاح اخروى در چهار چیز: بقاى بدون فنا، بى‌نیازى بدون فقر، عزت بدون ذلت، و علم خالى از جهل.[2]

واژه «فلاح» در قرآن وجود ندارد، اما مشتقات این کلمه در40 آیه از قرآن به کار رفته است؛ "المفلحون" 12 بار، "المفلحین" 1 مرتبه و "افلح" 4 بار در قرآن به تناسب بیان شده است.

و درقرآن کریم  حدود 30 نشانه از نشانه های رستگاران معرفی شده است که برخی از آنها عبارتند از: تقوا، صبر، یاد خدا، امر به معروف و نهی از منکر، ایمان به آخرت، پرهیز کردن از ستم، یادآوری نعمت های الهی، توسل جستن، جهاد کردن در راه خدا، پرهیز کردن از شراب و قمار، پرهیز کردن از بی بند و باری جنسی، وفای به عهد و امانت، پرهیز از سخنان لغو محافظت از نماز، توبه، انفاق در راه خدا، پرداختن زکات، خشوع در نماز، ، پرهیز از دوستی با دشمنان خدا، ایمان به پیامبر و یاری او، دفاع از مرزهای مملکت اسلامی، جهاد مالی و جانی در کنار پیامبر، و ایستادگی در برابر دشمنان.

 خداوند متعال در مورد مؤمنان، پرهیزکاران، مجاهدان و... از "افلح" استفاده فرموده است که در این آیات بیان رستگاری و سعادت ابدی این گروهها وجود دارد؛ مانند این آیات:

1." قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ"؛[3] همانا مؤمنان رستگار شدند. در این آیه شریفه رستگاری و فلاح انسانهای مومن قطعی و یقینی است که خداوند علاوه بر کلمه "قد" از فعل ماضی "افلح" استفاده کرده است.

2. "قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى"؛[4] به یقین کسى که خود را تزکیه کرد، رستگار شد.

3. "إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"؛[5] سخن مؤمنان، هنگامى که به سوى خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داورى کند، تنها این است که مى‏‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعى هستند.

4. "لکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِکَ لَهُمُ الْخَیْراتُ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون"؛[6]ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آوردند، با اموال و جان‌هایشان جهاد کردند و همه نیکی‌‌ها براى آنها است و آنها همان رستگارانند.

 

 

 

 

 

 

 

 عوامل فلاح و رستگارى در قرآن

 

 از مهمترین نکاتی که در مورد رستگاری و فلاح در قرآن وجود دارد موضوع عوامل فلاح است که در آیات شریفه قرآن کریم در سوره های گوناگون خداوند متعال عواملی را بیان فرموده است که برخی از آنها اشاره می شود:

1 - ايمان

در نگاه قرآن کریم یکی از عواملی که سبب رستگاری و فلاح انسان می شود ایمان است که خداوند فرمود: "قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ"[7] يعنى مؤمنان رستگار شدند.

آنچه مسلم است این است که ایمان فراتر از لفظ و گفتار است بلکه در مرحله عمل مشخص خواهد شد وقتی از وجود مقدس امیر المومنین  علی(ع) سوال می کنند که ایمان چیست حضرت علاوه بر بیان لفظی به عمل به اعضا و جوارح اشاره می فرماید:"الایمان معرفه بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالجوارح"[8] پس اگر برای انسان مومن فلاح و رستگاری قطعی است چون ایمان در مرحله عمل است نه در حرف و از آنجا که ایمان و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان نقش دارد؛ خداوند فرمود که انسان مومن یقینا رستگار شده است.

نکته مهم این است که در این آیه  فعل ماضى "افلح" در مورد رستگارى مؤمنان، براى تأكيد هر چه بيشتر است؛ به این معنا که فلاح و رستگارى مومنان آنقدر مسلم است كه گويى قبلاً تحقق يافته و همچنین  كلمه "قد" در این آیه هم تأكيد ديگرى براى موضوع است.

2 - نماز

عامل دوم برای فلاح و رستگاری انسانها نماز است که خداوند فرمود: "الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ"[9] كسانى كه در نمازشان خشوع دارند.. در این آیه شریفه خداوند متعال فلاح انسان مومن را در نماز می داند آن هم نمازی که با خشوع باشد.  یعنی انسان با ایمان به نماز می ایستد آن چنان حالت توجه به پروردگار پیدا می کند که از غير خدا  جدا مى‏گردد. و اين نماز موجب خودسازى و تربيت انسان است و وسيله‏اى براى تهذيب روح و جان است.

و یا خداوند می فرماید: "یَأَايّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ ارْكَعُواْ وَ اسْجُدُواْ وَ اعْبُدُواْ رَبَّكُمْ وَ افْعَلُواْ الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"[10] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ركوع كنيد و سجود به جا آوريد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد، شايد رستگار شويد.

 در اين آيه خداوند به دو رکن مهم نماز یعنی ركوع و سجود توصيه فرموده است که نتیجه آن فلاح و رستگارى است.

 

3 - عمل خير

سومین عامل فلاح و رستگاری از منظر قرآن کریم؛ انجام عمل خير است که در این مورد خداوند می فرماید: "وَالْوَزْنُ يَوْمئذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"[11] وزن كردن اعمال و سنجش ارزش آنها در آن روز، حق است. كسانى كه ميزانهاى عملِ آنها سنگين است، همان رستگارانند.

واژه "خیر" در لغت به کارهایی اطلاق می‌شود که دل‌‌پسند و مرغوب است.[12] راغب در مفردات می‌‌گوید: خیر آن است که همه بدان رغبت کنند؛ مثل عقل، عدل، فضل و ...، که در مقابل آن شرّ است.[13]

عمل خیر و خیرات در رستگاری و فلاح انسان بسیارنقش دارد و به عبارتی باعث رستگاری انسان خواهد شد؛ به همین جهت خداوند متعال در آیات فراوانی از قرآن کریم، انسان‌ها را تشویق و ترغیب به سبقت و سرعت گرفتن در خیرات نموده است.[14]

خداوند متعال در سوره مبارکه "عصر" به صورت واضح و آشکار و صریح اشاره فرموده است که از جمله کسانی که در گروه زیانکاران نیستند کسانی هستند که عمل خیر انجام می دهند "...الا الذین آمنوا و عملواالصالحات..."

 

 

4 - تزكيه نفس

 

عامل چهارم فلاح و رستگاری تزكيه نفس است. "قد افلح من زكها؛"[15] به يقين رستگار شد كسى كه به تزكيه نفس پرداخت.

تزکیه از ماده «زـ ک ـ و» و در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی و ایجاد رشد، برکت و طهارت در آن یا به معنای دور دانستن شئ از عیوب و گواهی به پاکی و طهارت آن است.

تزکیه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است.

تزکیه به معنای پاک کردن یا پاک دانستن نفس از آلودگیها به صورتهای گوناگون بیش از ۲۰‌بار در قرآن به کار رفته است.

رابطه بین فلاح و تزکیه نفس این است که وقتی  انسان نفس خود را پاكيزه كرد و آن را از صفات حيوانى پاک کند  خداوند هر آنچه که  خير و مايه رستگارى اوست را به وى الهام مى کند.

اگر نفس انسان آلوده باشد مانند این است که انسان راه نفوذ نور را بر خود بسته است و امکان تابش نور بر وجود انسان نیست. ظریفی عبارت زیبایی داشت که اگر انسان یک بطری را بردارد و درب آن را محکم ببندد و آن بطری را درون آب فراوان بیندازد هر چقدر هم صبر کند چیزی از آن آب درون بطری نخواهد رفت چون درب آن بسته است و اگر همین بطری را شما بردارید و دربش را باز کنید و درون آب بیندازید مشاهده خواهید کرد که به سرعت این بطری از آب پر خواهد شد چون درب آن باز است.

پس بایستی نفس و روح و روان انسانی پاک باشد که امکان فلاح و رستگاری وجود داشته باشد و خداوند وعده داده است که انسان هر گاه نفس خود را پاک از آلودگی ها کند به یقین رستگار خواهد شد.

 

 

5- تقوا

پنجمین عامل فلاح و رستگاری از منظر قرآن تقواست خداوند می فرماید: "فَاتَّقُواْ اللَّه اولى الالباب لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"[16]"از مخالفت خدا بپرهيزيد اى خردمندان، شايد رستگار شويد." در این آیه خداوند برای کسانی که صاحب تقوای الهی باشند نتیجه اش به طور یقین فلاح و رستگاری است.

راغب در مفردات می نویسد: تقوا از ماده "وقایه" به معنی حفظ کردن چیزی در برابر آفات است. تقوا به معنی محفوظ داشتن روح و نفس است از آن چه بیم می رود و به آن زیان رساند؛ سپس به خوف و ترس نیز تقوا گفته شده است و در لسان شرع آن را به خویشتن داری در برابر گناه و محرّمات اطلاق می کنند و کمال آن به ترک بعضی از مباحات مشکوک است.[17]

امیر المومنین علی(ع) درباره تقوا این گونه فرموده است : "گناهان همچون مرکب های سرکش است که گناهکاران بر آن ها سوار می شوند و لجامشان گسیخته می گردد و آنان را در قعر دوزخ سرنگون می سازد، اما تقوا مرکبی است راهوار و آرام که صاحبانش بر آن سوار می شوند. زمام آن ها را به دست می گیرند و تا قلب بهشت پیش می‌تازند".[18]

آن چه مسلم است این است که انسانی که خود را مزین به تقوا کند یعنی این که تقوا در وجود او ملکه شود حتما خداوند در همه جای زندگی او قرار دارد و هیچ جای خلوتی برای خود احساس نمی کند و به همین خاطر به سمت گناه و معصیت نخواهد رفت و خداوند برای چنین فردی فلاح و رستگاری را وعده داده است.

6 - جهاد

عامل ششم فلاح و رستگاری از نگاه قرآن جهاد است؛ خداوند می فرماید: "وَجَاهدُواْ فِى سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"[19] يعنى و جهاد كنيد در راه خدا شايد كه رستگار شويد. در سوره توبه مى‏فرمايد: "لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئكَ لَهُمُ الْخَيْرَ تُ وَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"[20] ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند با اموال و جانهايشان جهاد كردند؛ و همه نيكى‏ها براى آنهاست؛ و آنها همان رستگارانند.

این دو آیه نمونه ای از آیات قران کریم است که درخصوص جهاد نازل شده است نشان از این دارد که جهاد در راه خداوند که جهاد با جان و مال و ... است باعث فلاح و رستگاری انسان می شود.

 

7 - امر به معروف و نهى از منكر

خداوند متعال هفتمین عامل فلاح و رستگاری ار امر به معروف و نهی از منکر می داند می فرماید: "وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"[21]يعنى بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.

نکته مهم این است که اگر چه این آیه بیان می کند که امر به معروف و نهی از منکر باعث فلاح و رستگاری انسان خواهد شد اما آنچه مسلم است این است که اين كار شرايطى دارد كه با وجود آن شرايط بر فرد واجب مى‏شود كه امر به معروف و نهى از منكرکند.

 

8- صبر و استقامت و سفارش به آن

هشتمین عامل فلاح ورستگاری از منظر قرآن کریم صبر و بردباری و تحمل و سفارش به آن است که خداوند می فرماید: "يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"[22] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد استقامت كنيد؛ و در برابر دشمنان پايدار باشيد و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.

صبر در زندگی انسان از جایگاه خاصی برخوردار است که امیرالمومنین علی (ع) فرمود: "علیکم بالصَّبرِ، فاِنَّ الصَّبرَ مِن الایمانِ کَالرّأسِ مِنَ الجَسَدِ، و لا خَیرَ فی جَسَدٍ لا رأسَ مَعَهُ و لا فی ایمانٍ لا صبرَ معهُ".

" بر شما باد به شکیبایی، پس جایگاه صبر به ایمان، همچون جایگاه سر نسبت به بدن است و همان گونه که بدن، بدون سر ارزشی ندارد، ایمان نیز بدون شکیبایی، ارزشی نخواهد داشت."[23]

مراد و مقصود  از"صبر" استقامت در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن "جزع "،بی تابی، از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است.

باید توجه کنیم که بسیاری از گناهان و معاصی انسان ها به دلیل عدم صبر و استقامت است؛ چون انسان وقتی با مشکلی مواجه می شود و سختی به او روی می آورد اگر درخود را به صفت صبرو استقامت آراسته نکرده باشد خود را می بازد و در این صورت است که شیطان و نفس بر او مسلط شده و او را به سوی گناه سوق خواهند داد.

و آنچه مسلم است این است که همانگونه که در زندگی مادی، انسان نیاز به صبر و بردباری دارد؛ در زندگی معنوی هم این مساله وجود دارد.به این معنا که اگر انسان در برابرنفس سرکش و هوا و هوس ها و زرق و برق دنیا که حضرت علی(ع) دنیا را به مار خوش خط و خال تشبیه می کند و جاذبه های گناه ایستادگی نکند،هرگز به جایی نمی رسد.  به همین جهت است کهعلمای علم اخلاق،صبر را به سه دسته تقسیم می کنند:

1-صبر بر اطاعت،

2-صبر بر معصیت،

3-صبر بر مصیبت،

 

9 - توبه

 

نهمین عامل فلاح ورستگاری انسان، توبه است که خداوند مى‏فرمايد: "وَ تُوبُواْ إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"[24] به سوى خدا بازگرديد اى مؤمنان باشد كه سعادتمند شويد.

"توبه" در لغت به معناى دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه است.

توبه از الطاف و محبّت‏هاى الهى برای انسان است، به دلیل آنکه گاهی اتفاق می افتد انسان به دلایل مختلف مرتکب گناه و معصیتی می شود، اگر برای خودش بازگشتی احساس نکند سرخورده خواهد شد، به همین دلیل خداوند متعال از راه لطف و مهربانی این راه بازگشت را قرارداده است که انسان گنه کار بتواند برگردد و جبران کند و از نو بسازد.در واقع توبه جاده بازگشت است مانند فردی که در جاده ای در حال عبور است و ناگهان با تابلویی برخورد می کند که مسیر را به اشتباه طی می کند و او بلافاصله بر می گردد و در مسیر صحیح حرکت می کند.

حقیقت "توبه" ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران بر آید.

انسانی که توفیق توبه پیدا می کند در واقع به دنبال آن است که خود را گرداب گناه و معصیت نجات بدهد و خود را به نور و روشنایی برساند؛ این فرد در حقیقت در مقابله با عوامل خسران و زیان است و به دنبال سعادت و فلاح و رستگاری حرکت کرده است و خداوند هم وعده داده است که فرد توبه کننده به فلاح ورستگاری دست پیدا خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نشانه های رستگاران در دنیا

 

یکی از موضوعات مهمی که در خصوص فلاح و خسران مطرح است این است که رستگاران در دنیا چه نشانه هایی دارند؟ این موضوع از آن جهت مهم است که ما خودمان متوجه شویم آیا از گروه رستگاران هستیم یا خیر؟ اگر نشانه ها و علامت هایی که برای افراد رستگار بیان شده است در وجود ما نیست سعی کنیم آن علامت ها در وجود خود قرار دهیم تا ما هم از رستگاران باشیم.

با مراجعه  به قرآن کریم مشاهده می کنیم که خداوند متعال برای رستگاران نشانه هایی بیان فرموده است که شرح و بسط این علامت ها در این مقال نمی گنجد و نیاز به فرصت دیگر دارد اما آنچه در ذیل بیان می شود فقط فهرستی از علامت ها و نشانه هاست:

 

1-      آرامش روحی و روانی

2-      بهره مندی از خیرات الهی

3-      تاییدات الهی

4-      حفظ از بدی ها

5-      رضایت از مقدرات الهی

 

 

 

 

 

 

 

 

خسران و مفهوم آن

 مصدر خسران از ریشه «خ س ر» و به معنای نقصان، هلاکت، زیان و گمراهی است.

خسران به معنای از دست رفتن تمام یا بخشی از سرمایه و معنای اصیل آن در زبان عربی هلاکت است. [25]

این واژه از یک سو هم به انسان و هم به فعل منسوب می‌شود و از سوی دیگر، هم درباره چیزهای خارجی و هم درباره امور ذهنی و روانی به کار می‌رود[26]

خسران در لغت به معنی زیان کردن، ‌کم شدن و نیز نقصان، گمراهی و هلاکی است. [27]

«خَسْر» بر وزن های مختلف آمده است، ‌اما در قرآن فقط بر وزن «فُعْلْ» و در باب «فَعِلَ یَفْعَلُ» ‌و به دو حالت لازم و متعدی ذکر گردیده است.[28]

در قرآن کریم ، خسران و کلمات هم ریشه آن ۶۵ مرتبه و در شصت آیه، به اشکال صرفی گوناگون، به کار رفته است.  

معنای اصطلاحی    

خُسران در اصطلاح، یعنی کم شدن سرمایه ی زندگی که به انسان نسبت داده می شود و می گویند: «خَسِرَ فُلانٌ» یعنی او زیان مند شد و خسارت دید.

گاهی نیز خسران به کار و عمل تعلق می گیرد و می گویند: «خَسِرَتْ تِجارَتُه».    

گاهی واژه ی خسران درباره ی دستاوردهای زندگی مثل مال و مقام دنیایی است و گاهی درباره ی زیان مندی در دستاوردها و نتایجی که از حالات نفسانی حاصل می شود مثل از دست دادن صحت و سلامت و عقل و ایمان و ثواب که این قسم همان چیزی است که خداوند در قرآن آن را «خُسران مُبین» نامیده است.[29]

خسران یک واژه عربی به معنای کاهش و کم شدن اصل سرمایه است. وقتی شخصی در معامله و خرید و فروش، اصل سرمایه یا بخشی از آن را از دست دهد می گویند که او زیان کرده و زیانکار بوده است.

از نظر آموزه های قرآنی زیانکار واقعی کسی است که سرمایه عمر خویش را می بازد و از این فرصت استثنایی و بی بدیل عمر و زندگی دنیوی برای رسیدن به کمالات و سعادت و خوشبختی اخروی بهره نمی برد.

 

انواع خسران

در نگاه آیات و روایات خسران شامل دو بخش می شود که عبارتند از:

1-خسران معنوی

خداوند متعال در وجود انسانها سرمایه هایی قرار داده است که این سرمایه ها معنوی هستند و از این جهت قرار داده شده است که انسان بتواند به مقامات عالی و رفیع دست پیدا کند؛ هرگاه انسان برای رسیدن به این تعالی از سرمایه های معنوی بهره مند نشود و آنها را از دست بدهد دچار خسران عظیم خواهد شد که به این خسران، خسران معنوی گفته می شود.

2- خسران مادی

این نوع خسران همان خسران و نقصان در داشته ها و ذخایر مادی است یعنی آسیب یا از دست رفتن سرمایه های مالی انسان.

 

عوامل خسران

یکی از مباحث مهمی که ازمنظر قرآن و روایات مورد توجه است موضوع عوامل خسران است که انسان با شناخت این عوامل می تواند خود را از این عوامل به دور نگه داشته باشد تا دچار خسران نشود.

با نگاه به قرآن به این مطلب می رسیم که عوامل خسران به دو بخش تقسیم می شود که یک بخش مربوط به عقاید و باورهای شخص و بخش دوم مربوط به اعمال و رفتار او می شود.

عوامل عقیدتی خسران

عواملی که باعث خسران با توجه به باورها و عقاید فرد می شود عبارتند از:

1- باطل گرایی و رفتن به سمت کفر

از عوامل مهم خسران گرایش به باطل و سوق پیدا کردن به طرف کفر می باشد که خداوند متعال در سوره عنکبوت به این عامل به عنوان مهمترین عامل اعتقادی فرد که منجر به خسران می شود اشاره فرموده است: "قُلْ کَفَى بِاللَّهِ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ شَهِیدًا یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِینَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَکَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ "[30]

 

در این آیه شریفه باطل گرایی به معنای تصدیق غیر خداست که شامل بت پرستی، اطاعت از شیطان است. و همچنین کفر شامل انکار وجود خدا می باشد که این دو موضوع باعث خسران خواهد بود

 

2- تکذیب و پوشانیدن آیات الهی

یکی دیگر از عواملی که باعث خسران می شود تکذیب و نادیده گرفتن آیات الهی می باشد خداوند در سوره مبارکه یونس می فرماید:"وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرينَ "[31] "ومبادا از افرادی باشی که آیات خدا را تکذیب نمودند، که در این صورت اززیانکاران خواهی بود"

زيانكارى به معناى زايل شدن سرمايه به سبب كم شدن و يا از بين رفتن آن مى باشد، و سرمايه آدمى در سعادت زندگى دنيا و آخرتش ايمان به خدا و آيات او است.

"قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً" [32]"بگو که آیا می‌خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازیم؟" "ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً "[33]

"اين است كه كيفر آنان دوزخ است، به خاطر كفرى كه ورزيدند و آيات من و فرستادگانم را به مسخره گرفتند." خداوند در آیه قبل اینگونه سوال فرمود که زیانکارترین افراد را می خواهید معرفی کنم که در آیه بعدی اشاره می فرماید که زیانکارترین افراد کسی است که آیات الهی را تکذیب کند.

 

3- شرک

عامل سومی که سبب خسران خواهد شد شرک به خداست و"شرک" در لغت به معنای نصیب (سهم) قراردادن و در اصطلاح قرآن، مراد از شرک، شریک و مثل و مانند قراردادن برای خداوند متعال است و در مقابل "حنفیت" است.

 شرک به دو قسم تقسیم می شود: 1- شرک در عقیده و 2- شرک در عمل

شرک در عقیده، دارای اقسامی است:

1. شرک در الوهیت: اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که دارای تمام صفات الاهی به طور مستقل باشد.

2. شرک در خالقیت: اعتقاد به دو مبدأ و خالق مستقل برای عالم.

3. شرک در ربوبیت: اعتقاد به این که پروردگاران مستقل و متعددی برای تدبیر امور عالم وجود دارند.

 شرک در عمل نیز به دو قسم تقسیم می شود: 1- شرک جلیّ (آشکار) و 2- شرک خفی (پنهان)

 از نظر خداوند متعال، همه اقسام شرک، گمراهی محسوب شده و ظلم عظیمی به پروردگار است که قابل بخشایش نیست.

خداوند متعال در سوره زمر می فرماید"وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ".[34]

"به تو و همه پیامبران پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود."

 

 

 

عوامل عملی خسران

اشاره شد که عوامل خسران به دو قسم تقسیم می شود که قسم دوم مربوط به اعمال و رفتار فرد می شود که به برخی از آنان اشاره می شود:

1-     ظلم

یکی از عواملی که سبب خسران می شود ظلم است و ظلم وستم از گناهان بزرگی است که خشم وغضب الهی را در پی دارد وخداوند قادر متعال در کمینگاه ستمگران است تا در وقت خود آنها را  به سزای اعمال ننگینشان برساند. ظلم دارای معانی مختلفی است و یکی از معنای ظلم به زیان انداختن خود است و این ظلم به معنای ظلم به آیات الهی است یعنی این که این که انسان آیات الهی را تکذیب کند و این تکذیب هم باعث گمراهی فرد خواهد شد که نتیجه آن چیزی جز خسران نخواهد بود. خداوند متعال در این رابطه چنین می فرماید: "وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَ قالَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمينَ في‏ عَذابٍ"[35]

 "و ایشان را می بینی که بر آتش عرضه می شوند در حالیکه از شدت ذلت خاشع شده اند و با گوشه چشم و پنهانی به آن می نگرند و کسانی که ایمان آورده اند، می گویند: همانا زیانکاران کسانی هستند که در قیامت ، خود و خاندانشان رااز کف داده اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دائمی خواهند بود"

 یعنی ستمکاران در قیامت بر آتش دوزخ عرضه می شوند و با حالت پستی و ذلت وخواری زیرچشمی به آن نظر می کنند، چون از شدت ترس از لهیب آن جرأت ندارند به آن بنگرند و در عین حال نمی توانند آن را نادیده بگیرند و خود را به غفلت بزنند و درآن هنگام مؤمنان کاملی که اجازه سخن گفتن در قیامت را دارند (نظیر اصحاب اعراف وشهداء و گواهان اعمال ) می گویند: تمامی خسارتها متوجه کسانی است که هم خود را ازهدایت و نجات محروم کردند و هم خانواده خود را از هدایت و سعادت باز داشته اند.

2-     فسق، غفلت و پیروی از شیطان

 از عوامل مهم خسران در نگاه قرآن، گناه فسق و عصیان از فرمان های الهی است که این عامل بسیار در خسران مهم است و می توان گفت که نقش محوری دارد. خداوند متعال در سوره بقره به این موضوع اشاره فرموده است: "الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ"[36]

"و کسانی که عهد خدا را  پس از استوار کردنش می شکنند و پیوندهایی را که خدا به برقراری آن فرمان داده می گسلند و در زمین فساد می کنند لعنت و فرجام بد و دشوار آن سرای برای آنان است."

 

ویژگی‌های زیانکاران

از منظر قران کریم زیانکاران دارای ویژگی هایی هستند که عبارتند از:

1- شیطان را ولی و سرپرست خود قرار داده‌اند.

2- بقای الهی را دروغ می‌انگارند.

3- فرزندان خود را می‌کشند.

4- کفه میزان اعمالشان در روز قیامت سبک است.

5- به کتاب آسمانی کفر می‌ورزند.

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل مصونیت یابی از خسران

چه عواملی وجود دارد که انسان دچار خسران نشود؟ قرآن کریم در جواب این پرسش به چهار عامل بسیار مهم اشاره فرموده است که عبارتند از:

1-     ایمان به خدا

2-    عمل صالح

3-    سفارش به حق

4-    سفارش به صبر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه بحث

موضوع فلاح و خسران از موضوعات مهم قرآنی است و اگر انسان به عواملی که باعث فلاح و رستگاری توجه کند می تواند به رستگاری و فلاح برسد و همچین با شناخت عوامل خسران و زیانکاری می تواند در وادی خسران قرار نگیرد.

خداوند متعال عواملی چون ایمان، نماز، عمل صالح، تزکیه نفس، تقوا و از این دست موارد را به عنوان عامل فلاح و رستگاری می داند و همچنین عواملی چون شرک، ظلم، عدم قبول حق، کتمان آیات الهی و از این گونه موارد را از عوامل خسران و زیانکاری می داند.

خداوند در قرآن کریم کسانی که به گونه زیر باشند را از زیانکاران معرفی فرموده است:

1-    شیطان را ولی و سرپرست خود قرار داده‌اند.

2-     بقای الهی را دروغ می‌انگارند.

3-     فرزندان خود را می‌کشند.

4-     کفه میزان اعمالشان در روز قیامت سبک است.

5-     به کتاب آسمانی کفر می‌ورزند.

و همچنین خداوند متعال برای نجات از خسران و زیانکاری به چهار عامل مهم که عبارتنداز:1- ایمان و 2- عمل صالح و3- سفارش به حق و 4- سفارش به صبر اشاره فرموده است.

خداوند در قرآن کریم برای انسانهایی که به فلاح و رستگاری رسیدند با نشانه هایی معرفی فرموده است :

1-    آرامش روحی و روانی

2-      بهره مندی از خیرات الهی

3-      تاییدات الهی

4-      حفظ از بدی ها

6-    رضایت از مقدرات الهی

 

منابع و ماخذ

   1- قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، ‌قم، الهادی، چاپ دوم، 1382.

2-   نهج البلاغه ، ترجمه ی محمد، دشتی،‌ قم، انتشارات صفحه نگار، چاپ دوم، 1380.

3-  مفاتیح الجنان، ‌قمی،‌ عباس، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، قم،‌ انتشارات افق فردا، چاپ پنجم، 1381.

4-  ‌لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، ، ‌بیروت،‌ دار صادر،‌ چاپ سوم،‌1414 ق.

5-  اخلاق در قرآن(محمدتقی مصباح یزدی)،اسکندری، محمدحسین، ، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، چاپ سوم، 1377.

6-   مخزن العرفان در تفسیر قرآن، امین، نصرت، ، تهران، نهضت زنان مسلمان، ‌1361.

7-  تفسير نمونه ، مكارم شيرازى، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1353 - 1366

8-  ترجمه تفسير الميزان، سيدمحمد حسين طباطبايى،  قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1363 4؛

9- احسن الحديث،  سيدعلى اكبر قرشى، تهران، واحد تحقيقات اسلامى، چاپ اول، 1366

10-  تفسير آسان، محمد جواد نجفى، ، تهران، كتابفروشى اسلاميه، چاپ اول، 1362 – 1364.

 11-مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، تحقیق سید غلامرضا،‌خسروی،

12- قاموس قرآن،  قرشى، سید على اکبر

13- ابن ماجه، سنن ابن ماجة،

  14- سنن الترمذی، محمدبن عیسی ترمذی،

  15- لغت نامه ی دهخدا علی اکبر، دهخدا،



[1]راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 644، 1412.

[2]المفردات فی غریب القرآن، ص 644.

[3]مؤمنون، 1.

[4]اعلی، 14.

[5]نور، 51.

[6]توبه، 88.

[7]مؤمنون، آيه 1.

[8]نهج البلاغه، حكمت 227

[9]مؤمنون، آيه 2

[10]حج، آيه 77

[11] اعراف، آيه 8

[12]قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 317

[13]المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 300

[14]آل عمران، 114؛ مائده، 48؛ انبیا 90؛ مؤمنون، 56؛ مؤمنون، 61.

[15]شمس، آيه 14

[16]مائده، آيه 100

[17]راغب اصفهانی، مفردات، ص 530

[18]نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه‌ 16

[19]مائده، آيه 35

[20]توبه، آيه 88

[21]آل عمران، آيه 104

[22]آل عمران، آيه 200

[23]نهج البلاغه، کلمات قصار 82

[24]نور، آيه 31

[25]ابن ماجه، سنن ابن ماجة،

[26]محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی

[27]علی اکبر، دهخدا، لغت نامه ی دهخدا،ج 7،‌ص 9776-9777   

[28] همان

[29]راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهانی، تحقیق سید غلامرضا،‌خسروی، ج1، صص652-653

[30] عنکبوت، 52

[31] یونس، 95

[32] کهف، 103

[33] همان، 106

[34]زمر، 65

[35] شوری،45

[36] رعد ، 25

e-max.it: your social media marketing partner

محبوب ترین اخبار

 

 

 

 

 

 

 

اوقات شرعی

آخرین مطالب